خداوندا! مرا شايسته آن كن تا به همنوعانم كه در سراسر دنيا در فقر و گرسنگي به دنيا مي آيند و ميميرند ؛ خدمت كنم
خدايا! امروز با دستهاي ما روزي عشق ،آرامش و سرور به آنها ببخش
خدايا! مرا معبر آرامش كن ؛ تا آنجا كه نفرت هست ، عشق جاري سازم آنجا كه خطا هست ، بخشايش بگسترم آنجا كه جدايي هست ، وصل بيافرينم آنجا كه لغزش و دروغ هست ، حقيقت بياورم آنجا كه ترديد هست ، ايمان بياورم آنجا كه ظلمت هست ، نور بتابانم و آنجا كه اندوه است ، شادي منتشر كنم
خدايا! مرا موهبت آن عطا كنم تا به جاي آسودن به ديگران آسايش بخشم. و بجاي آنكه ديگران دركم كنند ، دركشان كنم و بجاي آنكه عشق دريافت كنم ، عشق بورزم زيرا با فراموش كردن خويش است كه مي توان به هرچيز رسيد با بخشايش است كه بخشوده مي شويم و با مردن است كه زندگي ابدي ميابيم
+
نوشته شده در جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 5:50  به قلم خودمه یعنی نسیمی از دریا
|
به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند که تو در برون چه کردي که درون خانه آيي؟
(این یه نگاه متفاوته به زندگی!!!)
****اگر بهشت شیرین است ،بهشت آفرین شیرینتر است****