تبليغاتX
๑۩۞۩๑ نسیمی از دریا ๑۩۞۩๑ :::"""W W W . D A Y Y A N . B L O G F A . C O M """::: من در روياي خود دنيایي را مي بينم كه در آن هيچ انساني انسان ديگر را خوار نمي شمارد...زمين از عشق و دوستي سرشار است ...و صلح و آرامش گذرگاههايش را مي آ رايد...من در روياي خود دنيایي را مي بينم كه در آن همگان راه گرامي آزادي را مي شناسند ... حسد جان را نمي گزد...و طمع روزگار را بر ما سياه نمي كند ...من در روياي خود دنيایي را مي بينم كه درآن سياه يا سفيد از هر نژادي كه هستي ...از نعمت هاي گستره ي زمين سهم مي برد ...هر انساني آزاد است ...شوربختي از شرم سر به زير مي افكند ...و شادي همچون مرواريدي گران قيمت نيازهاي تمامي بشريت را بر مي آورد ... چنين است دنياي روياي من ! _شعر از : لنكستن هوز نسیمی از دریا
از کعــــــبه و بُتخانه تا مســـجد و ميـخانه مقصود خدا "عشق" است باقي همه افســـــــــــــــانه

 

چند روز پیش با اصرار رفقا به یکی از مناطق ییلاقی اطراف ساری رفتم.

روستایی به نام تیلَک در حدود صد کیلومتری جنوب ساری

بسیار زیبا و دیدنی

کوچه های محل،حیاط منازل است و هیچ خانه ای حیاط مجزا ندارد!

روستا کاملا کوهستانی و متمرکز است و مکان مسطحی در آن یافت نمی شود.

خانه ها کوچک اما با صفاست،دیوارهای گلی و سقفهای حلبی.

و رودخانه ای که از کنار روستا می گذرد

آب روستا از چشمه هایی تامین می شود

و جلوی بعضی از خانه ها تنورهایی گلی برای پخت نان که به غایت دیدنیست!

از اهالی آن که نگو و نپرس!

آنجا همه اول به تو سلام می کنند واحوال تو را می پرسند،در حالی که اصلا تو را نمی شناسند.

همه تو را به خانه هایشان دعوت می کنند و با نگاههای مهربانشان به تو خوش آمد می گویند.

دلهاشان به زلالی چشمه هاشان و به صداقت و پاکی آسمان لاجوردی شان.

عجب جایی ...!

همه چیز طبیعی است و از های وهوی شهر در آن خبری نیست!

و مهمتر و جالبتر از همه مسجد قدیمی روستاست که از تقدس خاصی در میان اهالی برخوردار است،به طوری که هر یک از اهالی که از راه می رسد مستقیم به طرف آن رفته و با اعتقاد تمام درب آنرا می بوسد...گویا متبرک به قدوم بزرگواری است...!

خلاصه زندگی من با رفتن به این سفر به دو دوره تقسیم شد:قبل از تیلک و بعد آن!

جنگل و چشمه های آن هم منحصر به فرد است.

قله شاهدژ از آنجا کاملا مشخص است و هزاران هزار منظره حیات بخش دیگر که بعضی از عکسهای آنجا را تحفه ای برای دوستان آورده ام.

اما تصور کنیم که اگر حال و هوای شهرهامون هم اینطوری می موند و صفا و صمیمیت کمرنگ نمی شد چه دنیایی داشتیم ...!؟

اول جاده ساری _ کیاسر

 

ساری_کیاسر

 

چهاردانگه_ساری

 

قله شاهدژ - ساری

 

نگاه متفکرانه.....تیلک...!

 

اینم از تیلک که تعریفشو می کردم...!

 

درخت آلوچه جنگلی_تیلک ساری

 

وای.....اینجا رو ببین

 

اشاره به بالاده و تیلک....

 

وای وای....باید بودید و اینو میدیدید...!

 

اینم برای اونایی که میگن من اهل کار نیستم....!؟!؟

 

تنوری که باهاش نون می پزند...

 

اگه گفتین این چیه ازش عکس گرفتم؟!؟!

 

اینم همون رودخونه زیباییه که گفتم...!

نظر یادتون نره...

یا حق

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 3:14  به قلم خودمه یعنی نسیمی از دریا  | 

 
< >