تمام شد
!این
23 سالگذشت و رفت
... و این 4 سال!مثل یک خواب
!خواب
! چه خواب ترشی ! امان از خواب که معلوم نیست انتهای این چاه کجاست!چه بد دوست داشتنی است
! نه؟!چقدر به تیک تاک ساعت دیواری اتاق التماس می کردی که قدری یواش تر
!چرا به صدای گذر عمر می گفتی که آرام، ساکت ، هیس
!؟ترسیدی از خواب بیدار شوی
!؟از صدا ترسیدی؟
از چه میگریزی؟ از آینده؟
!در گذشته دنبال چه می گردی؟در این خواب ترش؟
!چیزی گم کرده ای؟
پس خوب بگرد
!تا صبح زیاد نمانده است
!در خواب زمان بی معناست اما دنیا خیلی وقت شناس است
!به همه گوشه ها سرک بکش
! وقت نداری!پیدا کردی؟
!انگار...!آری؟هان...؟...................!!!وای خدایا
... نماز صبحم قضا شد...!امان از خواب...!راستی
!تولدم مبارک؟
نمی دانم
!
یا حق