تبليغاتX
๑۩۞۩๑ نسیمی از دریا ๑۩۞۩๑ :::"""W W W . D A Y Y A N . B L O G F A . C O M """::: من در روياي خود دنيایي را مي بينم كه در آن هيچ انساني انسان ديگر را خوار نمي شمارد...زمين از عشق و دوستي سرشار است ...و صلح و آرامش گذرگاههايش را مي آ رايد...من در روياي خود دنيایي را مي بينم كه در آن همگان راه گرامي آزادي را مي شناسند ... حسد جان را نمي گزد...و طمع روزگار را بر ما سياه نمي كند ...من در روياي خود دنيایي را مي بينم كه درآن سياه يا سفيد از هر نژادي كه هستي ...از نعمت هاي گستره ي زمين سهم مي برد ...هر انساني آزاد است ...شوربختي از شرم سر به زير مي افكند ...و شادي همچون مرواريدي گران قيمت نيازهاي تمامي بشريت را بر مي آورد ... چنين است دنياي روياي من ! _شعر از : لنكستن هوز نسیمی از دریا
از کعــــــبه و بُتخانه تا مســـجد و ميـخانه مقصود خدا "عشق" است باقي همه افســـــــــــــــانه
زندگي با همه ي وسعت خويش

محفل ساکت غم خوردن نيست

حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست

اضطراب هوس ديدن و ناديدن نيست

زندگي خوردن و خوابيدن نيست

زندگي جنبش جاري شدن است

از تماشاگه آغاز حيات

تا به جائي که خدا ميداند.....

سهراب سپهري

کمی در این تصویر بیاندیشیم 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 1:57  به قلم خودمه یعنی نسیمی از دریا  | 

 
< >